امروز اینجا که ایستاده ام آزمون جامعم رو دادم و دیگه پرونده ی درسای تئوریم بسته شده و درگیر مسایل کاری شدم و وارد هشتمین سال از دهه ی سوم زندگیم شدم . روزهام نه خیلی شاد میگذره نه خیلی غمگین . هنوزم تا حد زیادی معنای زندگیم گم و گور شده و باید خیلی انرژی بذارم تا روزها سرپا باشم ولی خب با این دردهاست که زندگی در جریانه .
چندین شبه شدم شهرزاد قصه گو . گیر کردم تو هزار و یک شب. هر شب میخوام بهت بگم اما نمیتونم ...........
ستاره ی عزیزم ، دختر خوش قلب مردادی تولدت مبارک اگرچه نمیدونم چند مردادی
تاريخ دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶سـاعت 13:37 نويسنده میم پررنگ| |
بعد تشنج کرد
الانم تو کماست . دکتری بالای سرش نیست ولی اگه بود احتمالا میگفت میس میم کودک درونتون هیچ وضع خوبی نداره و احتمالا تا صبح دووم نمیاره
کودک درونمو رو به قبله کردم
چقدر این روزهام بوی مرگ میده
تاريخ پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶سـاعت 16:42 نويسنده میم پررنگ| |